زندگی در گذر است و ما رهگذریم ...
این کوچه تنگ است و ما از کنار هم می گذریم ...
گاهی چشم در چشم میشویم و گاهی سر به زیر از هم عبور می کنیم ...
در این رفتن ها و آمدن ها تنها خاطره ی آن نگاه ممتد ، به چشمانی سگ دار به ذهن می ماند ...
خاطره ی یک لبخند مرموز ، در یک پست رمز دار ، که رمزش تنها مختص
توست ...
تنها التهاب است که شیرین می کند دوست داشتن ها را ، التهاب کلمات و جملات چند پهلو ...
التهاب این که آیا این پروفایل یا این جمله یا این نوشته مخاطبش منم ؟؟؟
اینجاست که تازه عشق معنا پیدا می کند .
اینجاست احساس تعلق یافتن به هم ...
اینجاست شوق لمس کردن یک قلب فرو رفته در آرامش پس از یافتنت
اینجاست که تازه بعد چند سال ، شعر تراوش می کند
دل تنگ می شود
و گوشه ی چشم خیس می شود .
برچسب:
نویسنده: پرنیا کمالی
تاريخ: پنجشنبه
11 بهمن
1397 ساعت: 7:56